زمانیکه وقت میزان کردن ابرو، چشم کور می شود!

صحبت هایی که این روزها نه تنها در محیط جامعه مجازی بلکه در محیط جامعه فیزیکی درباره ی انتخابات وجود دارد، بحث تقلب در انتخابات و وقایع پس از آن است.
اما می شود گفت که “ناتوانی”، اوضاع را متشنج تر کرد و تقریبا از مسیر اصلی خودش که همان بررسی صحت و درستی نتایج انتخابات بود، منحرف کرد. اما چه شد که اینطور شد؟
بعد از برگزاری انتخابات و اعلام نتایج توسط وزارت کشور، کاندیداهای بازنده صریحا و شدیدا به نتیجه معترض شدند. و این اعتراضشان را از طریق هواداران بی شمارشان عملا در اجتماع به نمایش گذاشتند.
اما وضعیتی که امروز در محیط مجازی و فیزیکی اوضاع را متشنج تر کرده است در واقع بحث صحت یا عدم صحت نتایج انتخابات نیست بلکه برخوردهایی ست که پس از آن به وجود آمده است. برخورد با تجمعات مسالمت آمیز و انتشار تصاویر و ویدیوهایی از برخورد با معترضان که چندین روز به طول انجامید عملا ذهن مردم و خوانندگان اخبار در ایران و جهان را به سمتی دیگر سوق داد. برداشت من این است که اگر اجازه ی برگزاری تجمعات آرام را می دادند امروز دیگر با این وضع مواجه نبودیم. امروز دیگر سر تیتر صدها مجله، سایت و روزنامه مباحث تخصصی یا بررسی ِ چگونگی ایجاد تقلب در انتخابات نیست بلکه این سر تیتر ها به اتفاقات و برخوردهایی اختصاص دارد که بعد از انتخابات افتاده است و دقیقا مسیر استدلال از یک مسیر شاید تخصصی به یک مسیر احساسی تغییر کرده است.
و این اتفاقات بعد از انتخابات مصداق بارز ِ “زمانیکه وقت میزان کردن ابرو، چشم کور می شود!” است. تلویزیون و برخی از روزنامه ها هم با بی توجهی به اتفاقات تاسف بار پس از انتخابات و فریاد کشیدن در یک بلندگوی یک طرفه گام بلندتری برای کورتر کردن این چشم نصف و نیمه برداشتند. تلویزیون هم می توانست با ایجاد بحث هایی که دو طرف ِ راضی و ناراضی در آن حظور دارند اندکی در جهت بهبود این وضعیت حرکت کند ولی متاسفانه دیدیم که عملا تلویزیون به مانند هفته ها و ماه ها قبل به تریبونی برای “راضی”ها تبدیل شد و طرف ناراضی را صراحتا آشوبگر و اغتشاش گر نامید.
می شود این مطلب از “راضی”ها را به عنوان نمونه ذکر کرد. نویسنده در اینجا با دو مساله ی جدی مواجه است. اول، بحث درباره ی صحت یا عدم صحت نتیجه ی انتخابات و دوم، بحث درباره ی اینکه چه کسی لگد را پرتاب کرد و مقصر کیست. اما سوال پایانی نویسنده این مطلب را می شود به راحتی و بعد از خواندن این صفحه پاسخ داد. دلیل ایجاد این وضعیت که آهستان ها به طور جدی با آن مواجه اند و در نتیجه حسابی گیج و سر در گم هستند همین سهل انگاری هاست. همین بی توجهی هاست و تک صدایی کردن تلویزیون و روزنامه و اینترنت است. همین برخوردهای سخت با معترضان است. از همه مهم تر نادیده گرفتن ابتدایی ترین حق آنها یعنی “اعتراض” و یاد کردن آنها با عنوان اغتشاش گر و آشوبگر از رسانه های تک صدایی داخل کشور برای هزاران بار است که باعث وارد شدن معترضان جدیدی به صفوف معترضان شده است.

پستی مرتبط با این پست در بلاگ نیست

Related posts brought to you by Yet Another Related Posts Plugin.

    • یک دوست
    • ۶ تیر ۱۳۸۸

    راستش اگه یه نگاه به انتخابات این دوره بندازیم تا سر حد مرگ می خندیدم
    تا آخر عمرم یادم نمی رود!
    فارس،یاری،انتخاب و..(سایت های حامی احمدی نژاد) هر لحظه و هر ثانیه احمدی نژاد را پیروز می دانستند
    قلم،جمهوری،شهاب و…(سایت های حامی موسوی)او را پیروز می دانستند!
    تا اینکه جناب آقای موسوی نصفه شب(اغراق داشت)خبرنگار ها را از خواب بیدار کرد و کنفرانس **مثلاً** خبری برگزار کرد که من پیروز انتخابات شدم!
    جالب این جا بود که من خودم در آن جلسه حضور داشتم ایشان گفتند: اگر این نتیجه عوض شود اعتراض خواهیم کرد!
    به نظرتان خنده دار نیست؟نصفه شبی وقتی که هنوز رای ها معلوم نشده و فقط رای چند استان بیشتر مشخص نیست(که توی همون استان ها پیشتازی احمدی نژاد آن هم با اختلاف به چشم می خورد)آقای موسوی خود را پیروز می داند و تهدید(توجه نمایید: تهدید) رسمی می کند که اگر من رییس جمهور نشوم این داستان را به راه می اندازم
    من خود از طرفداران پروپا قرص آقای موسوی بودم ولی وقتی این حرف آن شب زده شد شصتم خبردار شد که آقای موسوی احساس خطر کرده و از آنجایی که این تهدید را کرد متوجه شدم جان و سلامتی مردم برای ایشان هیچ ارزشی ندارد!همانجا بود که ار رایی که دادم متاسف شدم :(
    کسی نیست بگوید آخر عزیز من! مهندس پیشکسوت.
    تو دیگر چرا؟!
    مگر شورای نگهبان نیست؟
    ۸ سال پیش هم توکلی پس از شکست شکایت کرد به شورای نگهبان ولی این داستان را راه نیانداخت
    همیشه بازنده های انتخابات ما دم از تقلب زده اند!حالا کم یا زیاد ولی بالاخره زده اند.
    ولی هیچ کدام نریختند توی خیابان!
    دلم می خواست مهندس را دوباره می دیدم
    مثل همان اول که ۲۰ دقیقه به من وقت داد تا در مورد مسائل با او صحبت کنم اما حیف که تا این لحظه نتوانسته ام.
    اگر دوباره مهندس را می دیدم اولین حرفی که به او می زدم این بود که:
    “با تمام وجودم شرمنده ام که به شما رای دادم” :(
    امیدوارم این نظر من را منتشر کنید!
    ممنون

    • یک دوست
    • ۶ تیر ۱۳۸۸

    راستی!
    این یادم رفت!
    از عزیز بزرگواری شنیدم که:
    تک تک اصلاح طلبان **متاسفانه** استاده فرصت سوزی هستند!
    همه اصلاح طلبان فرصت ها را سوزاندند(البته به عقیده من اینطور نیست!خاتمی از هر فرصتی که به دست می آورد استفاده می کرد گاهاً به نفع و گاهی هم به ضرر ما)اما مهندس پیشکسوات ما فرصت خود که هیچ!فرصت هم حزبیان خود را نیز سوزاند :(
    باز هم متاسفم:(

    • م
    • ۶ تیر ۱۳۸۸

    خودت را جزو حامیان موسوی جا نزن.شما از اول هم جزوحامیان ایشان نبودی.وگرنه مغزت بیشتر کار میکرد.و اطلاعات بیشتری داشتی.
    بهتر است بدانیکه آنشب با آقای موسوی تماس گرفته میشود و اعلام میشود که خود را برای فردا آماده کنند.جون ایشان پیروز انتخاباتند.
    در ضمن چرا نمی گویید که قبل از حتی اتمام انتخابات روزنامه های حامی دولت تیتر پیروزی آقای احمدی نژاد با ۲۴ میلیون رای را آماده کرده بودند..چرا نمی گویید رهبری پیش از شمارش آرا به ایشان تبریک فرموده بودند؟درست است که تمام سایتها را فیلتر کرده اند اما خودت می دانی که این خفقان بی فایده است.مردم اگر امروزنفهمند فردامیفهمند..

    • مترسک
    • ۶ تیر ۱۳۸۸

    آقای موسوی خدا بنی اسرائیل هم فرصت داد.
    ولی نه به خاطر اینکه دوستشون داشت نه.
    به خاطر اینکه بیشتر گناه کنن و یکباره عذابشون کنه.
    تو هم به کارات ادامه بده.
    یه روز ( لازم نیست تو اون روز زنده باشی اصلا) مردم برای تو سر تکون میدن و ابراز تاسف میکنن و به ریش ما ها میخندن که چطور آخه همچین آدمی رو حمایت میکردین؟هر چند الحمدلله من از تو حمایت نمیکردم.و افتخار میکنم به اینکه از تو و کارهای زیرکانه ات که به یه بازی شطرنج شباهت داشت حمایت نکردم.
    بالاخره یه روزی همه چی معلوم میشه.چطوری روت میشه این حرفا رو بزنی این بیانیه ها رو بدی یا اینهمه جوون رو دنبال خودت بکشونی میدونی مسوولیت اینها هم اون دنیا گردن توئه؟
    خدا کنه اینا رو بخونی.
    من آدم خیلی خوبی نیستم که لایق بهشت باشم ولی تو قطعا جات تو بهشت نیست قطعا.
    جده ات هم به کمکت نمی آد.چطوری روت میشه از اسم ایشون استفاده کنی؟
    مطمئنم هر کی اینو میخونه میگه از این ریشو هاست ولی بهتره بدونن که اشتباه میکنن و من خیلی دورتر از این حرفام.
    بالاخره نمیدونم کی گفته ولی زیاد شنیدم که میگن اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید.
    برات متاسفم و ازت نمیگذرم.تو جهنم میبینمت.شاید اونجا عذاب بکشم ولی از اینکه تو رو میبینم که همه ی عالم و آدم دارن نگات میکنن که میسوزی و میگی غلط کردم و یه چیزی هم روش خوردم دلم خنک میشه.همین واسم کافیه.
    تا جهنم مهندس!!!

  1. بدون بازتاب

Anti-Spam Protection by WP-SpamFree

Switch to our mobile site