من باب غیر تهرانی بودن!
مدت مدیدی است که قصد میکنم این را بنویسم ولی بعدا منصرف میشوم اما اینبار عزمم را جزم کرده ام اساسی برای گفتنش.
از اینجا آغاز میکنم: شهرستان به کجا گفته می شود؟!
پاسخ: شهرستان یکی از واحدهای تقسیمات کشوری در ایران و بسیاری از کشورهای جهان است. شهرستان کوچکتر از استان و بزرگتر از بخش است.
اما بحث ِ تعریف ِ بخش و شهر و شهرستان نیست، بحث این است که چرا و چگونه در جامعه این لغت نامفهوم “شهرستانی ها” جا افتاده است و چرا مدام تکرار می شود؟ به شخصه برای هزاران بار در جامعه شنیده ام و دیده ام افرادی را که با “شهرستانی” خطاب کردن این مفهوم را می رسانند: ایران=تهران+شهرستان
اینکه خیلی ها در گفت و گو و گپ های دوستانه و غیردوستانه و حتی رسمی، ایران را دقیقا دو قسمت تهران و شهرستان می بینند، یعنی چه؟ مگر شهرستان تهران طور دیگری در نقشه و تقسیمات کشوری تعریف و ترسیم شده است؟
این صفحه ی شهرستان تهران در ویکی پدیا است، توصیه می شود برای گامی رسمی تر تغییری اساسی در این صفحه رخ دهد!
غم انگیز اینکه خیلی ها هم ناخواسته این لفظ کاملا اشتباه را تکرار می کنند، بدون اینکه حتی کمی بیاندیشند.
اما طرف دیگر داستان که رسمی ِ رسمی است، می شود تلویزیون را مثال زد(چون موردی از روزنامه سراغ ندارم، پس ذکر نمی کنم). البته از این تلویزیون انتظار زیادی نمی رود ولی حداقل انتظار این است که به ابتدایی ترین قوانین کشور پایبند باشد.
اینکه تلویزیون ِ ملی! مدام برای غیرتهرانی ها تکرار می کند: “شهرستانی های عزیز…” این دقیقا به چه معناست؟ “شهرستانی ها” یعنی اهالی کدام شهرستان؟ تهران؟ نیشابور؟ گرگان؟ سنندج؟ کاشان؟ کجا؟
به چه دلیل تلویزیون این اشتباهات را مرتکب می شود و در نتیجه آن را در اجتماع بسط می دهد؟
نمونه ی ساده ایی دیگر می آورم که نشان می دهد صدا و سیما تا چه اندازه در مسیر ناصحیح سیر و تفکر می کند: “اعلان برنامه های ایام عید نوروز”. خیلی راحت تلویزیون دولتی که قرار است برنامه های تلویزیونی شبکه های ۱ و ۲ و ۳ و ۴ را اعلان کند، اعلان برنامه ی شبکه ی تهران را هم به خورد ملت می دهد!
توضیح برای آنهایی که از روند معمول صدا و سیما بی خبر هستند: شبکه های تلویزیونی ۱ تا ۴ به اضافه ی شبکه ی خبر بهمراه چند شبکه آموزشی، شبکه هایی عمومی هستند که تمام مردم در کشور ایران قادر به تماشای برنامه های آن هستند علاوه بر این هر استان در ایران دارای یک شبکه ی استانی است. مثلا مازندران، تهران، فارس، کردستان و الی آخر. و نکته اینکه هر فرد علاوه بر توانایی برای تماشای برنامه های یک تا چهار و خبر و چند شبکه ی عمومی دیگر، قادر به تماشای تنها شبکه ی استانی خود است.
حالا با این توصیف، سوال این است که بر چه مبنایی صدا و سیما، برنامه های شبکه ی استانی تهران را در شبکه های عمومی تبلیغ می کند؟ آیا قضیه ی رنگین تر بودن خون مطرح است؟
به شخصه خیلی وقت است که در ۲۴ ساعت شبانه روز ۱۰ دقیقه به طور میانگین تلویزیون تماشا میکنم پس بحث ِ اینکه “چرا به ممدلی آب نبات قرمز رو دادی و به من سفید رو دادی، نیست.” بحث سر این است چرا صدا و سیما که خودش را پرچم دار حفظ انسجام ملی می داند این اشتباهات {شاید}کوچک را مرتکب می شود که خودش سوال های بسیار بزرگی را در ذهن من و امثال من به وجود می آورد؟
مثلا این مطلب را می توانید در ادامه ی همین صحبت مان بخوانید.
پستی مرتبط با این پست در بلاگ نیست
Related posts brought to you by Yet Another Related Posts Plugin.



ای آقا ، ملت داشتن تو خیابونا کشته میشدن اینا برنامه طنز نشون میدادن.توقعاتی دارید!
ولی در کل منم به عنوان کسی که تهران به دنیا امده و بزرگ شده موافقم با حرفاتون ، این وظعیت اصلا خوب نیست.